السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

195

تفسير الميزان ( فارسي )

درختى دهيم كه مردم بد از ميوه اش خورده‌اند . و نيز اينكه گفتند : « اصلا لعنت به معناى مطلق راندن و دور كردن است » ، در جواب مىگوئيم كه چنين چيزى در لغت ثابت نشده ، آنچه كه در قرآن آمده و قرائن بر آن دلالت كرده‌اند اين است كه لعنت به معناى دورى از رحمت و كرامت الهى است ، و اينكه گفته شد آيه مورد بحث ، نظير آيه « شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ » است و اصل جحيم چون دورترين نقاط از رحمت است ، پس شجره ملعونه هم همان شجره است ، در پاسخش مىگوئيم : اگر مقصود از رحمت ، بهشت است ، ادعاى شما دليلى ندارد ، چون كسى نمىداند كه اصل جحيم با بهشت چه فاصله اى دارد ، و اگر مقصود از رحمت معناى مقابل عذابست لازمه اش اين است كه ملعونه بودن شجره به معناى دور بودن از رحمت و كرامت باشد ، و مقتضاى اين حرف اين است كه خود جهنم و عذابهايى كه در آن آماده شده و ملائكه آتش و خزنه دوزخ ، همه مغضوب خدا و دور از رحمت او باشند و حال آنكه هيچيك از آنها ملعون نيستند ، بلكه لعنت و غضب و دورى ، از آن كسانى از جن و انس است كه در آن عذابها معذب مىباشند . و اما اينكه گفتند « از اين جهت آن را ملعون خوانده‌اند كه طلع آن شبيه به كله شيطانها است ، و چون شيطانها ملعونند آن درخت را نيز ملعون خوانده » ، جوابش اين است كه اين يك « مجاز در اسناد » نمونه و نوظهورى است كه كمتر كسى به قرينه آن پى مىبرد ، بنا بر اين همه ايرادها كه به وجه اول كرديم به اين نيز وارد است . و اينكه گفتند : « عرب هر غذاى ناپسند و مضرى را ملعون مىنامند » نيز صحيح نيست ، زيرا بايد اول چنين استعمالى را ثابت كنيم آن گاه چنين نسبت غير ثابتى را به جاى اينكه به ميوه درخت بدهيم ، بدون قرينه به درخت نسبت دهيم ، و به هر حال اينكه اين معنا يكى از معانى لعن بوده باشد ثابت نيست ، بلكه ظاهرا اگر درختى را به صفت ملعونيت توصيف كنند همان معناى معروف لعن از آن فهميده مىشود ، و عموم مردم هم چيزى را كه نمىپسندند و طعام و شرابى كه دوست نمىدارند ملعون مىنامند . و اما اينكه مطلب را به ابن عباس نسبت داده‌اند ، به فرض كه وى چنين حرفى زده باشد تازه ثابت نمىشود ، چون حجت نيست ، آن هم با معارضه اى كه با حديث آينده عايشه دارد ، و همچنين احاديثى ديگر كه تفسير رسول خدا ( ص ) را متضمن است كه ديگر حرفى بالاى حرفش نيست ، و روايات ديگر نمىتواند با آن معارضه كند . در كشاف در ذيل آيه * ( « وَإِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ » ) * گفته است معنايش اين است كه به ياد آور روزى را كه به تو وحى نموديم كه پروردگار تو احاطه به مردم قريش دارد ،